أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
571
آثار الباقيه ( فارسى )
ولى بايد به خاطر سپرد كه خطوط مستقيم با خطوط منحنى و همچنين سطح كرده با سطح مستوى نسبت نداد پس براى رفع اين اشكال بايد تخمين و تقريب اختيار كرد و يكى از راههايى كه ما را به اين مقصود مىرساند عمل اسطرلاب مبطخ است بدين طريق كه نخست يك دايره در صفحهاى ترسيم كنيم و هرچه بزرگتر باشد بهتر خواهد بود و اين دايره را با عمود كردن دو قطر بر يكديگر چهار بخش مىكنيم و هريك از نيم قطرها را به نود جزء متساوى تقسيم مىكنيم و از مركز دايره به بعد هريك از اقسام نودگانه دايرهاى مىزنيم تا نود دايره موازى بدست آيد كه دورى هريك از ديگرى مساوى باشد و دايره بزرگ را كه برهم محيط است 360 قسم تقسيم مىكنيم و هر جزء را مستقيم به مركز وصل مىنماييم پس از انجام اين عمل محيط دايره بزرگ را فلك البروج و مركز آن را يكى از دو قطب فلك - البروج توهم مىكنيم و نقطهاى در روى محيط گذارده و آن را اول حمل فرض مىكنيم و جايگاه ستارگانرا از كتاب مجسطى يا كواكب ثابته ابى الحسين صوفى بدست آوريم و تا زمان خود حركت ثوابت را بر آن مىافزاييم سپس يكى از ستارگان را كه در آن نيمه است كه اين دايره را ما براى آن كشيدهايم موردنظر قرار داده و از نقطه مفروضه از راست به چپ به اندازه دورى آن ستاره از آغاز حمل شمرده تا به درجه اين ستاره در طول برسيم . و نيز از آغاز حمل در امتداد خطى كه از مركز مرور كرده عرضى را كه آن ستاره دارد از دوائر نودگانه شمرده تا به جرم كوكب برسيم و نقطهاى زرد يا لاجوردى به اندازه مقدارى كه اين ستاره از اندازههاى ششگانه دارد مىگذاريم و همين كار را با ستاره كه عرض آن در جهت ديگر است انجام مىدهيم تا اينكه به كلى از يك نيمه فارغ شويم سپس بر سر نيمه ديگر مىرويم تا در نتيجه همه ستارگان فلك در دو دوائر محصور شوند و براى اينكه ستارهها در ميان اين دو دايره آشكار باشند با لاجورد آنها را رنگ مىكنيم و بر كواكب مصوره ما هر شكل خيالى را كه براى آن گفتهاند با ملاحظه جايهاى آن ترسيم مىكنيم .